ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
case in point
A case in point is an example
which clearly illustrates what you are talking about.
Not even the most talented athlete is guaranteed
a long career. That skiing accident is a case in point.
اصطلاح فوق به معنی مثالی است که به روشنی موضوع مورد بحث را توضیح میدهد و ابهامات را رفع میکند. ترجمه جمله بالا بصورت زیر است:
حتی با استعدادترین قهرمانان ورزشی نیز نمیتوانند یک دوره طولانی در حرفه خود باقی بمانند. آن حادثه اسکی مثال روشنی از این موضوع است.
منبع:
http://www.idioms-today.com/todays-idiom.html
take the plunge
If you take the plunge, you finally decide
to venture into something you really want to do,
in spite of the risks involved.
Mark and Julie finally took the plunge
and opened a guesthouse.
اصطلاح مزبور به معنی تصمیم نهایی برای یک اقدام پرمخاطره بدون توجه به ریسک های احتمالی است، بخصوص اقدامی که مورد خواست و مطلوب شخص می باشد.
مارک و جولی بالاخره تصمیم گرفتند یک مهمانخانه باز کنند.
منبع:
زبان Slang یا عامیانه به اصطلاحاتی در زبان انگلیسی گفته میشود که در گفتگوهای غیر رسمی بین اشخاص عادی و دوستان بکار می رود. در زبان فارسی به چنین اصلاحاتی کوچه بازاری گفته می شود. در این مقاله کوتاه به یکی از این اصطلاحات اشاره می شود.
اصطلاح to be at the end of your rope به معنی گیر کردن در موقعیت دشوار و نداشتن راه چاره است.
معادل فارسی: در انتهای ریسمان بودن، به خنسی خوردن
مثال:
I'm at the end of my rope -- I lost my job, my car died, and I don't have any money in the bank.
ریشه شناسی:
یک ریسمان به سوی کسی انداخته می شود که در موقعیت دشواری قرار گرفته است، مانند آب عمیق یا لبه یک صخره. وفتی ریسمان کافی در دست این فرد نباشد، او در وضعیت سختی قرار خواهد گرفت.
مترادف ها:
in a jam, at wit's end