X
تبلیغات
رایتل

دنیای علم و تکنولوژی

اخبار و مقالات مربوط به دنیای علم و تکنولوژی ترجمه شده از منابع معتبر

نکاتی از مدیریت بحران زمین لرزه در ایران

نگارش: تهمینه فتح الهی، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی



از زمین لرزه فاجعه بار 1962 میلادی در بوئین زهرای ایران به این سو، سندهای بسیاری در مورد اقدامات راهبردی مدیریت بلایای طبیعی تولید شده و علاوه بر کنفرانس های متعدد برگزار شده در این رابطه، دستورالعمل های ساختمان سازی بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته اند. لیکن هیچکدام از این اقدامات تضمینی بر مدیریت صحیح بحران و مواجهه مناسب با پدیده‌های مخرب طبیعی نبوده است (بربریان، 1999). حجم تخریب و تعداد تلفات ناشی از زلزله متوسطی مانند بم در قرن بیست و یکم کاملا غیرقابل قبول است و این امر نشان از شکست در اقدامات صورت گرفته برای مدیریت بحران دارد. زمین لرزه مشابهی در 22 دسامبر 2003 در کالیفرنیا موجب هیچگونه تخریب یا تلفات قابل توجهی نشد. این مقایسه نشان از ضرورت تفکر بنیادین برای شکستن چرخه فاجعه بار مدیریت بحران در کشورهایی مانند ایران دارد.


زمین لرزه متوسط بم با شدتی حدود 6.6 درجه در مقیاس ریشتر موجب مرگ هزاران نفر شد و شهری با جمعیت حدود 80 هزار نفر که در ناحیه کم جمعیت کناره جنوب غربی کویر لوت قرار گرفته بود را ویران ساخت. تقریبا تمام ساختمانهای دولتی و تجاری منهدم شده، خطوط نیرو قطع شده و حتی دو بیمارستان موجود در بم فروریختند که در نتیجه مصدومان باید به بیمارستانهای استانهای مجاور در فاصله چند صدکیلومتری فرستاده می شدند. دولت مرکزی مجبور به استمداد از نهادهای بین‌المللی شد در حالیکه در قرن بیست و یکم با توجه به سطح دانش و فناوری در دسترس چنین امری غیرقابل قبول است و باید دولت ها بیشتر در برابر مدیریت بحران احساس مسئولیت کرده و اتکای کلی به کمک خارجی نداشته باشند (بربریان، 1999).


زمین لرزه های وسیع در ایران، دانشمندان و مهندسین ایرانی را بر آن داشته است تا به تهیه نقشه گسل های زمین، تخمین خطرات این گسل ها و آماده سازی دستورالعمل های ساختمانن سازی بپردازند. برای بیش از سه دهه معلوم بود که شهر بم در کنار یک گسل فعال واقع شده است و متاسفانه با وجود اطلاع از این امر، بیمارستانهای موجود در این شهر تقویت نشده بودند. فرض بر این است که ساختمانهای ضروری مانند بیمارستانها و مراکز درمانی در برابر زمین لرزه های عمده بخوبی مقاومت می‌کنند تا بتوانند به مردم صدمه دیده خدمات رسانی کنند. گرچه دستورالعملهای ساختمانی موجود از این مفهوم پشتیبانی می‌کنند، لیکن باید سیاست های موثری توسط دولتها در این رابطه اعمال شود. در غیر این صورت زمین لرزه های بزرگ و تلفات و صدمات ناشی از آنها اثر غیرقابل جبرانی بر اقتصاد داخلی کشور باقی خواهد گذارد.


در طی زمین لرزه 7.1 ریشتری شهر لوما پریه تا در ایالت کالیفرنیای آمریکا به سال 1989، تنها 62 نفر کشته شدند که قابل مقایسه با زمین لرزه هایی مانند بم و یا رودبار با شدت قابل مقایسه نیست. این تفاوت در تعداد تلفات مستقیما مربوط به آمادگی در برابر بحران و نیز کاهش اثرات آن پس از رویداد مربوط می شود. تبعیت اکید از دستورالعمل هیا ساختمانی در سه دهه گذشته در منطقه سان فرانسیسکوی آمریکا بدون شک باعث نجات جان هزاران انسان و سالم ماندن ساختمانها در طول زمین لرزه لوما پریه تا گردید. در حالی که در ایران هیچ تعهد عمومی قابل توجهی به این موضوع وجود ندارد و بسیاری از خانه‌ها با مصالح تقویت نشده و ضعیف بنا می شوند. در طول پنجاه سال گذشته زمین لرزه های مشابهی در ایران و آمریکای شمالی روی داده است. مقایسه آمارها حیرت آور است: در حالی که تعداد کلی تلفات در این دوره در آمریکای شمالی تنها 1000 نفر بوده است، در ایران بیش از 126 هزار نفر طی زمین لرزه های رویداده جان سپرده اند.

این آمار بالای تلفات را نمی‌توان در پرتو سطح دانش و فناوری موجود در امر مدیریت بحران توجیه کرد. نکته رنج آور اسن است که میلیونها شهروند ایرانی در دایره بدشگونی از آسیب پذیری در برابر زمین لرزه گرفتار شده اند. متاسفانه برای کاهش مخاطرات ناشی از زمین لرزه در مناطق شهری کشورهای در حال توسعه اقدامات اندکی انجام شده است.


عواملی مانند رشد سریع شهری، اقتصاد ضعیف، فقدان منابع کافی دولتی کافی برای پشتیبانی از برنامه های کاهش خطرات زمین لرزه در شهرها و روستاها، فقدان برنامه های بازسازی برای ارتقای ساختمانهای عمومی موجود و ساختمانهای مسکونی، سکونت گاههای روستایی سست که حتی در فقدان زمین لرزه فرو می ریزند، تمایل دولتها و عموم مردم به نادیده انگاشتن خطرات زمین لرزه بواسطه نیازهای اساسی مبرم و روزمره، فقدان یاکمبود آگاهی عمومی درباره مخاطرات زمین لرزه و عدم نظارت کافی بر اجرای دستورالعمل های ساختمانی اثر قاطعی بر مدیریت ریسک زمین لرزه در کشورهای در حال توسعه دارند. مسئولیت دولتها در این رابطه توانمندسازی ساختمانهای عمومی و مسکونی، برنامه ریزی، آماده سازی و پاسخ مناسب به بحرانهاست.


منابع:

Earthquake Management in Iran, A compilation of literature on earthquake Management, Iranian Studies Group at MIT, 2004.

Berberian M, Yeats RS, Patterns of historical earthquake rupture in the Iranian plateau, B EISMOL SOC AM 89 (1): 120-139 FEB 1999

تاریخ ارسال: جمعه 19 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 02:12 ب.ظ | نویسنده: اصغر ناصری | چاپ مطلب 0 نظر

نظریه نسبیت اینشتاین


ترجمه و توضیح: اصغر ناصری (asna50@yahoo.com)


مرجع: http://www.space.com/17661-theory-general-relativity.html

در سال 1905 البرت اینشتاین این نظریه را ارائه کرد که قوانین فیزیک برای تمامی ناظران بدن شتاب یکسان است و اینکه سرعت نور در خلاء مستقل از حرکت تمامی ناظران است. نظریه نسبیت خاص بدین گونه بیان می شود. این نظریه چارچوب جدیدی برای تمامی فیزیک ارائه کرده و مفاهیم فضا و زمان را به شیوه نوینی بیان نمود.

اینشتاین 10 سال را در تلاش برای داخل کردن شتاب در نظریه خود صرف کرد و نظریه نسبیتعام خود را به سال 1915 منتشر نمود. در این نظریه چنین عنوان می شد که اشیای پرجرم موجب ایجاد انحنا در فضا-زمان می شوند، چیزی که به عنوان گرانش احساس می شود.

 

کشش گرانش

 

تمام اشیای موجود در دنیا یک نیروی کششی بر هم وارد می کنند که به نام گرانش خوانده می شود. سر آیزاک نیوتن مقدار نیروش گرانش بین دو شیی را در هنگام تعیین فرمول های حرکت، اندازه گیری کرد. نیرویی که دو شیی را به سمت هم می کشد به جرم هرکدام و فاصله میان آنها بستگی دارد. حتی زمانی که مرکط زمین شما را بسوی خود می کشد (و در نتیجه شما را به محکمی بر روی زمین حفظ می کند) مرکز جرم شما نیز زمین را بسوی خودتان جذب می کند. اما به علت جرم بسیار زیاد زمین، نیروی کشش شما بر آن تاثیر قابل اندازه گیری بر آن ندارد. قوانین نیوتن چنین فرض می کنند که گرانش یک نیروی ذاتی هر شیی است که در طول مسافت های طولانی نیز اثر می کند.

 

آلبرت اینشتاین در نظریه نسبیت خاص خود چنین عنوان کرد که قوانین فیزیک برای تمامی ناظرین بدون شتاب یکسان هستند و نشان داد که سرعت نور در خلاء ثابت بوده و مستقل از سرعت سیر یک ناظر است. در نتیجه فضا و زمان به شکل یک محیط به هم تنیده بنام فضا-زمان وجود دارد. رویدادهایی که برای ناظری بطور همزمان اتفاق می افتند ممکن است در زمانهای متفاوتی برای ناظری دیگر روی دهند.

 

اینشتاین با کار مداوم بر روی نظریه نسبیت عام خویش، بدین واقعیت دست یافت که اشیای جسیم باعث انحنای فضا-زمان می‌شوند. تصور کنید که یک جسم سنگین را در وسط ترامپولین (تشک فنری) قرار داده اید. جسم باعث تورفتگی تشک می شود. یک گلوله شیشه ای که روی لبه تشک تورفته غلتانده شود در یک مسیر مارپیچی به سوی درون تورفتگی حرکت خواهد کرد. این عمل درست مانند کشش گرانشی یک سیاره بر روی قطعات سنگ شناور در فضا است.

 

گرچه انحنای فضا-زمان توسط ابزارهای علمی قابل دیدن یا اندازه گیری نیست، پدیده های متعددی وجود این انحنا را تایید کرده اند.

 

لنز گرانشی: نور هنگام عبوراز پیرامون یک شیی پرجرم مانند سیاهچاله خم می شود، در نتیجه جسم پرجرم مانند یک لنز بریا اشیای پشت سر خود عمل می کند. ستاره شناسان از این روش بطور منظم برای مطالعه ستارگان و کهکشانهای واقه در پشت سر اشیای جسیم استفاده می کنند.

 

صلیب اینشتاین، یک شبه ستاره (کوآزار) در صورت فلکی پگاسوس، مثالی عالی از لنز گرانشی است. این کوآزار حدود 8 میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد و پشت سر یک کهکشان با فاصله 400 میلیون سال نوری ازما قرار گرفته است. از این کوآزار چهار تصویر در اطراف کهکشان ایجاد می شود زیرا گرانش پرقدرت کهکشان نوری که از کوآزار به سمت ما می آید را خم می کند.


صلیب اینشتاین. یکی از جالب ترین پدیده های ناشی ازلنز گرانشی 


لنز گرانشی به دانشمندان امکان می دهد پدیده های بسیار جالبی را ببینند. ولی تا همین اواخر آنچه پیرامون لنزها دیده اند نسبتا ساکن باقیمانده است. از آنجایی که نوری که اطراف لنزها حرکت می کند مسیر متفاوتی را اتخاذ کرده و هر پرتوی به میزان متفاوتی از زمان سیر می نماید، دانشمندان قادر بودند یک ابرنوستاره را در چهار زمان متفاوت مشاهده کنند زیرا تصویر آن توسط یک کهکشان عظیم در چهار مسیر متفاوت بزرگتر می شد.

 

در یک مشاهده بسیار جالب دیگر، تلسکوپ کپلر متعلق به ناسا یک ستاره مرده یا به عبارتی کوتوله سفید را آشکارسازی کرد که به دور یک کوتوله قرمز در یک دستگاه دوتایی می گردید. گرچه کوتوله سفید پرجرم تر است، شعاع بسیار کمتری از همراه خود دارد.

 

تغییر مدار سیاره تیر. مدار سیاره تیر بواسطه انحنای فضا-زمان پیرامون خورشید پرجرم، بسیار آرام در طول زمان تغییر می کند. در چند میلیاردسال آینده، تیر حتی با زمین برخورد خواهد کرد.

 

انتقال قرمز گرانشی. تشعشع الکترومغناطیسی یک شیی در یک میدان مغناطیسی اندکی کشیده می شود. به امواج صوتی بیاندیشید که از آژیر یک آمبولانس منتشر می شود. در حالی که خودرو به سمت یک ناظر حرکت می کند، امواج صوتی به هم فشرده می شوند، اما با دورشدن وسیله نقلیه آنها کشیده می گردند. این پدیده که به نام اثر داپلر معروف است، در مورد امواج نور با همه فرکانس ها نیز رخ می دهد. در سال 1959 دو فیزیکدان به نامهای رابرت پاوند و گلن ربکا پرتوهای اشعه گامای ناشی  از آهن رادیواکتیو را به سمت بالای برجی در دانشگاه هاروارد تاباندند. اندازه گیری ها نشان می داد که فرکانس آنها اندکی کمتر از فرکانس طبیعی است. این اختلاف در نتیجه کشش گرانشی ایجاد می شود که امواج گاما را از هم باز کرده و با افزایش طول موج، فرکانس را کاهش می دهد. با کاهش فرکانس یک موج در میدان گرانشی، طول موج به انتهای قرمز طیف نزدیک می شود از این رو این اثر را انتقال قرمز اینشتاین می نامند.

 

امواج گرانشی. رویدادهای شدیدی مانند برخورد دو سیاهچاله می توانند تموج هایی در فضا-زمان تحت نام امواج گرانشی ایجاد کنند. در سال 2016 رصدخانه امواج گرانشی تداخل سنج لیزری (LIGO) اعلام کرد که شواهدی مبتنی بر برخورد دو سیاهچاله که بر مداری مارپیچ به درون هم می غلطند، یافته است. در 2014، دانشمندان اعلام کردند که با استفاده از تصویربرداری پس زمینه تلسکوپ پلاریزاسیون فراکهکشانی (BICEP2) در قطب جنوب توانسته اند امواج گرانشی بجا مانده از مهبانگ (انفجار بزرگ پدید آورنده عالم) را ردیابی کنند. اینطور تصور می شود که این امواج در پس زمینه تابش ریزموج کیهانی فرورفته اند. لیکن پژوهش بیشتر آشکار ساخت که غبار موجود برمسیر ردیابی آنها داده های مربوط به آنها را آلوده می سازد.


 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 18 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 07:49 ب.ظ | نویسنده: اصغر ناصری | چاپ مطلب 0 نظر

کهکشان راه شیری، حقایقی درباره خانه کهکشانی ما

کهکشان راه شیری، حقایقی درباره خانه کهکشانی ما


ترجمه: اصغر ناصری

منبع:   http://www.space.com/19915-milky-way-galaxy.html


در آسمان صاف شبهای کویر به دور از نور شبانه و آلودگی شهرها، می توان نوار پهن و روشنی از ستارگان در آسمان دید که پیشینیان آن را به رودخانه ای از شیر تشبیه می کردند. در حقیقت این خط مسحور کننده از نور، مرکز کهکشان ماست که از یکی از بازوهای بیرونی آن بدان نگریسته می شود.


(البته این منظره در آسمان شهرهای آلوده ای مانند تهران قابل مشاهده نیست و برای دیدن چنین منظره ای باید کیلومترها در دل کویر پیش رفته و از آلودگی و نور شب شهرها دور شد. مترجم مقاله در سالهای کودکی خود در اوایل دهه 50 شبها می توانست در آسمان پاک تهران آن روزها، دنباله راه شیری را بخوبی مشاهده کند).


کهکشان راه شیری در آسمان صاف و پرستاره


کهکشان راه شیری (The Milky Way) یک کهکشان مارپیچی بسته با عرض 100 هزار سال نوری است. اگر از بالا بدان بنگریم آن را به شکل یک برآمدگی در مرکز می بینیم که چهار بازوی مارپیچی بزرگ آن را احاطه کرده اند. کهکشانهای مارپیچی حدود دوسوم تمام کهکشانهای عالم را می سازند. بازوی کوچکتر اوریون حاوی دستگاه خورشیدی ماست. بازویاوریون بین دو بازوی بزرگتر پرزیوس و ساگیتاریوس قرار دارد.


کهکشان راه شیری بطور مداوم بدور مرکز خود در حال گردش است. بنابراین بازوها درون فضا دوران می‌کنند. در نتیجه دوران بازوی اوریون، دستگاه خورشیدی با سرعت متوسط 828 هزار کیلومتر بر ساعت در فضا در حال حرکت است. حتی با این سرعت فوق العاده زیاد، 230 میلیون سال طول می کشد تا دستگاه خورشیدی یک دور به دور مرکز کهکشان بگردد.


بازوهای مارپیچی که بدور مرکز کهکشان چرخیده اند، حاوی مقادیر عظیمی غبار و گاز هستند. ستارگان جدید درون این بازوها شکل می گیرند. این بازوها حاوی دیسک کهکشانی نیزهستند. این دیسک حدود 1000 سال نوری ضخامت دارد.

در مرکز کهکشان برآمدگی کهکشانی قرار دارد. قلب کهکشان تراکم عظیمی از گاز، غبار و ستارگان است. این غبار و گاز ضخیم و متراکم مانع دیدن درون برآمده کهکشان می شود. بنابراین بیشتر ستارگانی که می بینیم در سمت بیرون کهکشان قرار دارند.



کهکشان  NGC 6744 که بسیار شبیه کهکشان راه شیری است.


در مرکز کهکشان یک سیاهچاله غول آسا قرار دارد. جرم این سیاهچاله میلیاردها برابر خورشید است. ممکن است در ابتدا جرم این سیاهچاله کمتر بوده لیکن با بلعیدن گاز و غبار از فضای اطراف خود رشد کرده و به غولی تبدیل شده است. سیاهچاله چنان گرانش عظیمی دارد که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد لیکن اثرات گرانشی آن بر ماده اطراف باعث اشکارسازی آن می شود. سیاهچاله مسیر ماده پیرامون خود را تغییر می دهد. تصور می شود که بیشتر کهکشانها سیاهچاله ای در مرکز خود دارند.


برآمدگی مرکزی و بازوها مشهودترین بخش های کهکشان راه شیری هستند. لیکن کهکشان بخش های اسرارآمیز دیگری نیز دارد. یک هاله از گازهای داغ، ستارگان کهن و خوشه های گلبولی آن را احاطه کرده است. گرچه این هاله صدها هزارسال نوری در فضا کشیده شده است، تنها دو درصد ستارگان کل کهکشان راه شیری را در خود دارد.


غبار، گاز و ستارگان مرئی ترین اجزای کهکشان هستند. لیکن کهکشان راه شیری از ماده تاریک نیز ساخته شده است. دنشمندان نمی توانند مستقیما ماده تاریک را آشکارسازی کنند، لیکن برپایه تاثیر آن بر اشیای پیرامونی می‌توانند میزان آن را اندازه گیری نمایند. سرعت دورانی هر کهکشان به جرم آن بستگی دارد. لیکن سرعت دوران تمامی کهکشانهای شناخته شده بسیار بیشتر از آن چیزی است که از کل جرم ستارگان، غبار و گاز مرئی آنها ایجاد شود. اندازه گیری ها نشان می دهند که ماده تاریک حدود 90 درصد جرم کهکشان را تشکیل می‌دهد.


مسیر برخورد


نه تنها کهکشان راه شیری به دور خود می چرخد، بلکه در فضا نیز سیر می کند. حدود 4 میلیارد سال بعد کهکشان راه شیری با نزدیکترین همسایه خود یعنی کهکسان آندرومدا برخورد خواهد کرد.  آنها با سرعت حدود 112 کیلیومتر بر ثانیه به درون هم فرو خواهند رفت و برخورد آنها جریان تازه ای از مواد به درون ایجاد خواهد کرد. این جریان عظیم مواد شکل گیری ستارگان جدیدی را موجب خواهد شد.


البته ساکنان زمین نباید نگران این برخورد باشند. در آن زمان خورشید به یک غول قرمز منبسط شده و سیاره ما را از حیات خالی ساخته است.


حقایقی درباره کهکشان راه شیری


کهکشان راه شیری حدود 200 میلیارد ستاره دارد و برای ساختن میلیاردها ستاره دیگر نیز غبار و گاز در خود دارد.

دستگاه خورشیدی در فاصله 30 هزار سال نوری از مرکز کهکشان و 20 سال نوری بالاتر از صفحه اصلی کهکشان قرار دارد.


تا حدود دهه 1920 ستاره شناسان تصورمی کردند تمامی ستارگان عالم درون کهکشان راه شیری قرار دارند. لیکن ادوین هابل ستاره شناس بزرگ، ستاره خاصی به نام متغیرهای قیفاووسی کشف کرد که به او اجازه می داد فواصل بین ستاره ای را به دقت اندازه گیری کند. بدین ترتیب بود که ستاره شناسان دانستند تکه های تیره دوردستی که قبلا ابرهای گاز و غبار انگاشته می شدند، در حقیقت کهکشانهای مجزا هستند.

 

 

برچسب‌ها: کهکشان، ستاره، راه شیری
تاریخ ارسال: یکشنبه 30 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 12:06 ب.ظ | نویسنده: اصغر ناصری | چاپ مطلب 1 نظر

تاریخچه تکامل هواپیمای مدرن (1)

تالیف: اصغر ناصری


تکامل هواپیمای مدرن (بخش اول: 1903 تا 1918)


اولین پرواز یک هواپیمای موتوردار سنگین تر از هوا به خلبانی اورویل رایت در 17 دسامبر 1903 انجام گرفت. در اولین دهه پس از این رویداد تاریخ ساز، تعداد زیادی انواع مختلف هواپیما ساخته شد که تنها بر اساس خلاقیت مخترعان تکامل یافته بودند. تنها تعداد کمی از این هواپیماها قادر به پروز به مدت طولانی بودند. دانش و مهندسی پرواز هنوز در مراحل ابتدای خود بود و هواپیماها اغلب توسط افراد مبتدی ساخته می شدند.


اولین پرواز هواپیما در سال 1903 توسط برادران رایت، کیتی هاوک، آمریکا


آنگاه جنگ جهانی اول به سال 1914 فرارسید و هواپیما به عنوان یک وسیله جنگی مورد توجه قرار گرفت. تا انتهای جنگ در سال 1918 هواپیما به عنوان یک وسیله انعطاف پذیر و یک ماشین جنگی موثر مورد توجه تمام دولتهای متخاصم بود.

بطور کلی سه پارامتر مختلف مشخص کننده عملکرد یک هواپیما هستند: ضریب پسا در نیروی بالابر صفر (zerolift drag coefficient CD,0)، مساحت پسا (drag area f) و ماکزیمم نسبت نیروی بالابر به پسا (L/D)max.

ضریب پسا در نیروی بالابر صفر یک عدد بدون بعد است که میزان آیرودینامیکی بودن یک هواپیما را مشخص می کند. هرچه این عدد کوچکتر باشد هواپیما شکل آیرودینامیکی تمیزتری دارد. برای مثال مقدار این ضریب برای جنگنده P-51 ماستنگ آمریکا در زمان جنگ جهانی دوم برابر 0.0161 در مقایسه با 0.0771 برای جنگنده Fokker E-III جنگ جهانی اول بود. بدین ترتیب ماستنگ شکل آیرودینامیکی بسیار مناسب تری از جنگنده فوکر مزبور داشت.


فوکر E-III

ماستنگ پی 51


مساحت پسای f برابر است با حاصلضرب ضریب CD,0 و مساحت بال. این عدد نشان دهنده میزان نیروی پسای تولید شده در اثر عبور جریان هوا از اطراف بدنه و بالهای هواپیماست. هرچه این عدد کوچکتر باشد نیروی پسا یا بازدارنده کوچکتری بر هواپیما وارد می گردد. برای مثال مساحت پسا برای P-51 برابر 3.57 فوت مربع در مقایسه با  12.61 فوت مربع Fokker E-III بوده که نشان دهنده ارتقای کارایی آیرودینامیکی هواپیما در یک دوره 25 ساله است. حداکثر سرعتی که هواپیما می تواند به آن دست یابد متناسب با ریشه سوم نسبت توان موتورها به مساحت پسا است.

مقدار نسبت حداکثر نیروی بالابر به پسا (L/D)max معیاری از کارایی آیرودینامیکی هواپیما در حالت گشت زنی است و تناسب معکوس با نیروی پیشران (thrust) مورد نیاز برای نگه داشتن هواپیمایی با وزن معلوم در هوا دارد. بالهای هواپیما در اثر حرکت در جریان هوا تولید نیروی بالابر می کنند و تولید نیروی بالابر نیز به نوبه خود ایجاد پسا می کند که به پسای تولید شده در اثر نیروی بالابر موسوم است. این نیروی پسا به نسبت فاصله بین دو نوک بال به متوسط عرض مقطع بال بستگی دارد.

 

تکامل هواپیما در فاصله سالهای 1914 تا 1918

در فاصله سالهای جنگ جهانی اول انواع زیادی هواپیما ساخته شد که بیشتر آنها تنها در عرض چند هفته از مرحله طراحی به پرواز آزمایشی می رسیدند. برخلاف ساخت کارگاهی که قبل از سال 1914 رواج داشت، کم کم یک صنعت هواپیمایی توسعه یافته و دولتهای متخاصم در آن به سرمایه گذاری پرداختند. در فرانسه، آلمان و ایتالیا آزمایشگاههای دولتی برای تحقیق در دانش و فناوری هواپیما ایجاد شد و کمیته ملی مشورتی در هوانوردی (NACA) در 1915 به فرمان کنگره آمریکا تاسیس شد. لیکن برخلاف دولتهای اروپایی، ایالات متحده دارای یک نیروی هوایی متعلق به خود و یک صنعت هواپیماسازی واقعی نبوده و از هواپیماهای خریداری شده یا اجاره شده از کشورهای اروپایی استفاده می کرد.

هواپیماهای تک بال، دوباله و سه باله که بالهای آنها توسط سیم یا میله های تقویتی در جای خود مستحکم می شد فراوان بودند. برا ی اولین بار طراح هلندی آنتونی فوکر بال هواپیما به شیوه تیر یکسر گیردار را طراحی کرد که در داخل خود دارای سازه تقویتی بود و نیازی به نگهداری از بیرون نداشت. بیشتر هواپیماها اسکلت چوبی با لفاف سیمی و پوسته ای از پارچه داشتند. دورمر و یونکرس در آلمان جزو پیشتازان ساخت هواپیمای تمام فلزی بودند. لیکن هنوز آلیاژ سبک مناسب هواپیماهای تمام فلزی در دسترس نبود. بیشتر موتورهای پیستونی هواپیماها از نوع ساکن با میل لنگ دوار بود لیکن انواعی از موتورهای دوار با میل لنگ ثابت و سیلندهای دوران کننده نیز در دسترس بودند.

یکی از مهمترین جنگنده های این دوران سری فوکر آیندکر بود که برتری هوایی زیادی به نیروهای آلمانی می دادند. این جنگنده برای اولین بار از مسلسل همزمان شده استفاده می کرد که در آن با فشردن ماشه توسط خلبان، ملخ هواپیما لحظه ای ثابت می شد تا گلوله ها بتوانند از میان ملخ ها عبور کنند. مشخصات Fokker E-III در زیر آورده شده است (منبع: ویکی پدیا).


General characteristics

  • Crew: 1
  • Length: 7.2 m (23 ft 7 in)
  • Wingspan: 9.52 m (31 ft 3 in)
  • Height: 2.4 m (7 ft 10 in)
  • Wing area: 16 m2 (170 sq ft)
  • Empty weight: 399 kg (880 lb)
  • Gross weight: 610 kg (1,345 lb)
  • Powerplant: 1 × Oberursel U.I 9-cyl. rotary engine, 75 kW (100 hp)

Performance

  • Maximum speed: 140 km/h (87 mph; 76 kn)
  • Endurance: 1.5 hours
  • Service ceiling: 3,600 m (11,810 ft)
  • Rate of climb: 3.333 m/s (656.1 ft/min)
  • Time to altitude:
    • 1,000 m (3,281 ft) in 5 minutes
    • 3,000 m (9,843 ft) in 30 minutes
    Armament
  • Guns: 1 × 7.92 mm (0.312 in) LMG 08/15 machine gun offset to starboard, synchronised to fire through the propeller.

در کنار جنگنده ها که نقش بمب افکن های تاکتیکی سبک را نیز ایفا می کردند، جنگ جهانی اول شاهد استفاده محدود از بمب افکن های استراتژیک بود. بمب افکن های این دوره وزن ناخالصی در حدود 4000 تا 8000 کیلوگرم بودند و برخی بمب افکن های خاص آلمانی به وزن 15000 کیلوگرم می رسیدند. حداکثر سرعت در حدود 140 کیلومتر در ساعت و سقف پرواز نیز به حدود 4000 متر می رسید. معروفترین بمب افکن استراتژیک این دوره Gotha G.IV آلمانی است که در بمباران شهرهای انگلستان در مقیاس محدود از آنها استفاده شد.


 

هندلی پیج بمب افکن معروف بریتانیا در 1917


(ادامه دارد)

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 09:04 ق.ظ | نویسنده: اصغر ناصری | چاپ مطلب 0 نظر

تلسکوپ فضایی هابل

گردآوری و ترجمه: اصغر ناصری


منبع: http://hubblesite.org


از اولین روزهای دانش ستاره شناسی و از زمان ابداع تلسکوپی توانمند توسط گالیله، ستاره شناسان همواره یک هدف واحد را دنبال می کرده اند: دیدن فضاهایی هرچه دورتر و ژرف تر

 

پرتاب و در مدار قرار گرفتن تلسکوپ فضایی هابل در سال 1990 یکی از بزرگترین پیشرفتهای دانش بشری بشمارمی آید. هابل تلسکوپی است که بر مداری پیرامون زمین می گردد. مکان آن در بالاتر ازجو زمین که باعث پراکندگی و انسداد نور اجرام آسمانی می گردد، دیدگاهی از عالم را در برابر ما قرار می دهد که بسیار ژرف تر از تلسکوپهای زمینی است.

 

هابل یکی از موف ترین و دیرپاترین ماموریت های علمی ناسا بوده است. تاکنون صدها هزار تصویر به زمین مخابره کرده و در حل بسیاری از اسرار ستاره شناسی موثر  بوده است. تعیین سن دقیق تر عالم، هویت کوآزارها (شبه ستاره ها) و ماهیت انرژی تاریک از جمله این اسرار بوده  است.

 


در میان اکتشافات هابل، تعیین سن دقیق تر عالم است که به حدود 13 تا 14 میلیارد سال می رسد.پیش از این سن عالم چیزی بین 10 تا 20 میلیارد سال تخمین زده میشد. هابل نقشی کلیدی در کشف انرژی تاریک داشته است یعنی نیروی اسرارآمیزی که باعث شتاب گرفتن انبساط جهان می شود.

 

هابل کهکشانهایی را در تمامی مراحل تحول آن نشان داده است، شامل کهکشانهایی که در هنگام جوانی عالم تشکیل شده اند. هابل دیسک های چرخان گازو غبار کیهانی را که هسته تشکیل دهنده سیاره های جدیدی هستند یافته است. انفجارهای اشعه گاما یعنی انفجارات عجیب و بسیار قدرتمندی که در کهکشانهای دوردست روی داده و حاصل فروپاشی ستاره های بسیار جسیم هستند از یافته های نوین این ابزار منحصربفرد علمی هستند.

 

 یافته های هابل در اختیار تمامی مردم دنیا قرار می گیرد و هر ستاره شناسی در هر گوشه جهان می تواند وقت تلسکوپ را برای مشاهدات خود اجاره کند. این خط مشی اداره هابل باعث همکاری بی مانندی بین سراسر جامعه علمی شده است.

 

از ابتدای اختراع تلسکوپ همواره یک مشکل در برابر دانشمندان قرار داشته است: جو زمین. جو زمین نوری را که از آن عبور می کند منحرف و پراکنده می سازد. به همین دلیل وقتی به ستارگان بالای سر خود نگاه می کنید بنظر می رسد که چشمک می زنند. چشمک زدن ستارگان امری غیرواقعی است.

 

جو زمین برخی طول موجهای تشعشعات کیهانی را جذب کرده مانع از رسیدن آنها به زمین می شود، مانند فرابنفش و اشعه ایکس. دانشمندان تنها  زمانی می تواند یک ستاره را بطور کامل مورد مطالعه قرار دهند که تمامی طول موجهای تشعشعات آن را دریافت و مطالعه کنند.

 

 موثرترین راه فرار از مشکلاتی که جو برای مشاهده آسمانها ایجاد می کند، قرار دادن تلسکوپ در فضای ماورای آن است. هابل در ارتفاع 569 کیلومتری به دور زمین می گردد.

 

هر 97 دقیقه هابل یک دور به گرد زمین می گردد. در این بین هابل نور گردآوری شده را بسوی ابزارهای علمی خود سوق می دهد. هابل یک آینه مقعر بزرگ در انتهای لوله خود دارد که نور را روی آینه کوچکتر دومی متمرکز می کند. بازتاب نور از روی این آینه دوم از میان سوراخ وسط آینه بزرگتر عبور کرده و به ابزارهای علمی ته لوله تلسکوپ می رسد.

 

قدرت واقعی یک تلسکوپ نه در بزرگنمایی آن بلکه در مقدار نوری است که آینه های آن می توانند گردآوری کنند. آینه اصلی هابل 2.4 متر قطر دارد که کوچکتر از برخی تلسکوپهای عظیم زمینی است، لیکن مکان آن در فراسنوی جو قدرت بسیار بیشتری به آن می دهد.

 

هابل دارای ابزارهای علمی متعددی است و هرکدام برای مشاهده عالم به شیوه متفاوتی بکار می رود. دوربین میدان وسیع شماره 3 (Wide Field Camera 3) نورهای نزدیک ماورای بنفش، مرئی و نزدیک مادون قرمز را می بیند. این ابزار جدید برای دیدن کهکشانها و اجرام بسیار دور بکار می رود.

 

طیف نگار آغاز کیهان (Cosmic Origins Spectograph) ابزار جدید دیگری است که تنها نور ماورای بنفش را گردآوری می کند. این ابزار برای بررسی دما، ترکیب شیمیایی، چگالی و حرکت ستارگان بکار می رود. هابل دارای ابزارهای متعدد دیگری برای مشاهدات ژرف کیهانی است، از جمله ابزارهایی برای ردیابی سیاهچاله ها و اثرات ماده تاریک.

 

 

از زمان پرتاب هابل ماموریت های زیادی برای تعمیر لنزها و ابزارهای آن انجام شده است. تصویر زیر نتیجه یکی از این تعمیرات را نشان می دهد. کهکشان M100 پس از تعمیر لنزهای هابل، با وضوح بسیار خیره کننده ای تصویر برداری شده است. این ماموریت در سال 2002 توسط شاتل فضایی آمریکا به انجام رسید. بیشتر این ماموریت ها متضمن پیاده روی فضانوردان در مدار زمین بوده است.


تاریخ ارسال: جمعه 30 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:25 ق.ظ | نویسنده: اصغر ناصری | چاپ مطلب 0 نظر
   1      2     3     4     5      ...      113   >> صفحات وبلاگ